از رنجی که بردیم

هاتف

نوشته‌های هاتف
هاتف

هاتف

نوشته‌های هاتف

نمک‌نشناس

پس از مدت‌ها، با قدرت زیاد، بازگشتم! و می‌خواهم بنویسم! و بعد از مدت‌ها، با خشم، عصبانی، و این قلم دیوانه، وقتش است که بنویسد ...

.... بدترین آدم‌ها، آدم‌های نمک‌نشناسن! روزی که هیچی نبودی، دستت رو گرفتم! اومدم و گفتم بیا خودم دستت رو می‌گیرم و از این وضع درت می‌آرم! برات هزینه کردم! سفت پات واستادم! خودم برات ساعت‌ها ویدیو ضبط کردم و یادت دادم چطوری طراحی کنی! چطوری بنویسی! آوردمت وسط کار که کار کنی! اون زمان که نمی‌دونستی لپ‌تاپ چطور روشن می‌شه، واستادم و آدمت کردم! ضمانت کردم و آوردمت توی گروه، هی گفتن داره برای تو زیرآبی می‌ره و گفتم آخه در این طرفا نیست و اصل اینجوری نی! واستادم پات، گذاشتم نفس بکشی، حسابی سفارشت رو کردم! هچی نبودی آوردمت توی پروژه شخصی خودم! و بعد هار شدی و فکر کردی تونستی خودم رو گاز بگیری! و نشون دادی بسیار آدم بی‌ارزش و بیماری هستی! سیستمت که ساختی داون شد و گردن من انداختی که من خرابش کردم بی‌عرضه! هیچی! یادت نبود که من کی هستم! مهم نی که پروژه من خراب شد، مهم اینه که همه اندازه تو دیدن و از همه جا انداختنت بیرون! و حالا دیگه هیچ‌جا نیستی! برگشتی به همون جایی که بودی! و یاد گرفتی که باید حرمت نون و نمک نگه می‌داشتی! البته اینو کسایی بلدن که سر سفره پدر و مادر بزرگ شده باشن، نه بته!

.... گوسفند؟ تا دلت بخواد تو تهران هست! زیاد و زیاد! قاعده مترو چیه؟ اول باید کسایی که توی واگن هستن پیاده شن و بعد تو وارد بشی! اگر اینو بلد نیستی! تبریک می‌گم! تو یک گوسفند و پایینتر از گوسفندی! شاید چیزی هستی که از پشت گوسفند خارج میشه! حس می‌کنم وقتشه که یک فاشیست بلند شه و درست کنه این به گند کشیده شدن دنیا رو! پلیس بذاره هرکی گوسفده با چوب بیفته به جونش و انقدر بزنتش تا یاد بگیره چطوری آدم باشه! چطوری مثل حیوون خودش رو نچپونه! فقیره!؟ به درک که فقیره! شعور هیچ ارتباطی به مقدار پول و فقر نداره! نداره! نداره! گوسفنده! گوسفند!

.... کم آدم دلمونو شکستن و ازمون سو استفاده کردن؟ آی بیایید از این حمایت کنید! آی بیایید این کارو کنید! حمایت کردیم که حالا بیان و نشون بدن چه کثافتی هستن! رو شونه‌های ما بالا رفتن و حالا دارن سنگ به ما می‌زنن! دیگه تا کی بزرگواری؟ تا کی تحمل! تا کی بگیم اشکال نداره!؟ وقتش شده که دیگه فرصت ندیم! کسی که خودمون بردیمش بالا، خودمون با کله بیاریمش پایین! و اینا انقدر بی‌ارزشن که پرداختن بهشون ابلهانه و احمقانه است! و حتی اسم می‌دم که وبلاگم رو کثیف نکنم!

.... بعد مدت‌ها، من اومدم! من هستم و من می‌نویسم! من دیگه سکوت نمی‌کنم! بخش کامنت‌ها باز شده! ایمیل هم خواستید می‌تونید برام بفرستید. امیدوارم با ظاهر جدید اینجا کیف کنید . راستی ، مسئولیت پست‌های قلم دیوونه، با من، هاتف نیست! خودش می‌نویسه! یواش یواش، بخش‌های مختلف هم باز می‌شن و من قوی و محکم، در خدمت شما هستم! دوست داشتنی‌های من ...

✍ نوشته شد در : قلم دیوانه