از رنجی که بردیم

هاتف

نوشته‌های هاتف
هاتف

هاتف

نوشته‌های هاتف

روزگرد : .....و مجدد التغییرات

سلام.

معصومه جان، دوست قدیمی من است. دوستی که مدت‌ها در کنار من بوده و همه جوره برای هم رفاقت کردیم. البته بیشتر ایشان رفاقت کرده است و ما هیچ! ما نگاه! در صحبتی که دیروز داشتیم، ابتدا پادکست من را نقد فرمود و گفت که چرا پادکست تو به این شکل از ضبط رسیده است! من برایش کاملا توضیح دادم که در چه شرایط عجیب و پیچیده‌ای هستم و طبیعی است که این پادکست به اینجا برسد. طی صحبت‌هایی که کردیم، پیشنهاداتی رد و بدل شد، و من حسابی برایش فکر کردم. بسیار فکر کردم. و در نهایت می‌خواهم نتایج آن را در این پست وبلاگ بنویسم. من دیگر می‌خواهم در این وبلاگ، از هر تصمیم، از هر چیز، حتی از نوع کوچک آن بنویسم! نوشته‌های بد و نوشته‌های فاخر، می‌خواهم همه را یکجا جمع کنم. می‌توانید برای خواندن این مطلب به ادامه مطلب بروید.



ادامه مطلب

روزگرد : تقلا برای کار (۱)

سلام.

شاید این مطلب انقدر زیاد شد که بخشی از اون رو بردم ادامه مطلب، خلاصه اگر دیدین ادامه مطلب داره، مستقیم، به ادامه مطلب بروید. و اما من! من! من! خسته و غمگین راه می‌روم. دیروز رفته بودم بیرون! ساعت ۵ بعد از ظهر، هوای ملوی ابری، در حال تاریک شدن، به سمت مترو! در تقلا برای کار! ولی دیگر نه مانند گذشته.



ادامه مطلب